|
غربت من هر چی که هست از با تو بودن بهتره اخره خط زندگی این نفس های آخره وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر میشم وقتی با یه زخم زبون از این و اون دلگیر میشم این آخر راه دیگه باید که تنها بمیرم تنها تواوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم باید برم باید برم باید که بی تو بپرم آخ که چه سنگین می زنه این نفس های آخرم
بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم
هیچی نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم در به در غزل فروش منم که گیتار میزنم با هر نگاه به عکست انگار من خودمو دار میزنم نفرین به عشق و عاشقی نفرین به بخت و سر نوشت به اون نگاه که عشقتو تو سر نوشت من نوشت نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو |











